تبليغاتX
انتظار 118 - امام محمّد تقی(ع)



شهادت جانسوز جواد الائمه
حضرت امام محمد تقى(ع)
را به عموم حقيقت خواهان و عاشقان اهل بيت تسليت مى گوييم.

فرازهايى از زيارت حضرت امام محمد تقى (ع)

السلام عليك يا ابا جعفر محمد بن على البر التقى الامام الوفى السلام عليك ايها الآية العظمى السلام عليك ايها الحجة الكبرى السلام عليك ايها المطهر من الزلات السلام عليك ايها المنزه عن المعضلات السلام عليك ايها العلى عن نقص الاوصاف السلام عليك ايها الرضى عند الاشراف السلام عليك يا عمودالدين اشهد انك ولى الله و حجة فى ارضه و انك جنب الله و خيرة الله و مستودع علم الله و علم الانبياء و ركن الايمان و ترجمان القرآن و اشهد ان من اتبعك على الحق و الهدى و ان من انكرك و نصب لك العداوة على الضلالة و الردى ابرء الى الله و اليك منهم فى الدنيا و الاخرة والسلام عليك ما بقيت و بقى اليل والنهار

سلام بر تو اى ابا جعفر اى محمد ابن على كه نيكوكار، پرهيزكار و پيشواى وفادارى سلام بر تو آيت الله اعظم سلام بر تو اى حجت بزرگ خدا بر خلق سلام بر تو اى پاك از هر لغزش و گناه ، سلام بر تو اى منزه و مبرا از هر خشونت و سخت گيرى سلام بر تو اى برتر از هر نقصان در اوصاف (كسى كه تمام صفاتت كامل و بى نقص است ) سلام بر تو اى محبوب و پسنديده نزد بزرگواران عالم (انبياء و اولياء حق(سلام بر تو اى ستون و نگهبان بناى دين اسلام شهادت مى دهم كه هر آينه تو ولى (ناصر و حجت خاص ) خدائى و حجت بالغه الهى بر خلق زمين و همانا تو طرفدار دين خدائى و برگزيده خلق خدائى و محل وديعه اسرار علم خدا و علوم پيامبران خدائى و اصل و ركن اصيل ايمان و مفسر آيات قرآنى و من گواهى مى دهم كه هر كس پيرو تو باشد به راه حق و هدايت است و هر كس (ولايت و امامت ) ترا انكار كند و با تو دشمنى كند در راه ضلالت ، پستى و جهالت است و من نزد خدا و تو از دشمنانت در دنيا و آخرت بيزارى مى جويم و تا من هستم و شب و روز باقى است سلام بر تو باد.

گذرى بر زندگى امام نهم حضرت محمّد تقى(ع )
ويژگيهاى زندگى امام جواد (ع )
امام جواد (ع) پس از پدر، به مقام امامت رسيد، امام جواد(ع) در ماه رمضان سال 195 هجرى در مدينه ، چشم به جهان گشود و در ماه ذيقعده (آخر ماه ) سال 220 هجرى در سن 25 سالگى از دنيا رفت .
مدّت خلافت آن بزرگوار به جاى پدرش و مدّت امامتش بعد از پدرش ، هفده سال بود.
مادرش اُمّ ولد بود و
«سبيكه » نام داشت و از اهالى «نوبه » بود.
نمونه هايى از دلايل امامت امام جواد (ع )
روايات بسيارى بيانگر تصريح يا اشاره امام رضا(ع) بر امامت فرزندش امام جواد(ع) است از جمله راويان بزرگى كه به نقل اينگونه روايات پرداخته اند عبارتند از:
1 - على بن جعفر (فرزند امام صادق
(ع) ) و عموى حضرت رضا(ع) .
2 - صفوان بن يحيى .
3 - معمّر بن خلاّد.
4 - حسن بن جهم .
و جماعت ديگرى كه به خاطر رعايت اختصار، از ذكر آنان خوددارى شد، اينك به چند نمونه از اين روايات توجّه كنيد:
1 -
«على بن جعفر» در ضمن گفتارى به حسن بن حسين بن على بن حسين فرمود:
«خداوند حضرت رضا(ع) را در آن هنگام كه برادرها و عموهايش به او ستم كردند، يارى فرمود» و پس از ذكر مطالبى ، على بن جعفر مى گويد: من برخاستم و دست ابوجعفر محمد بن على (يعنى امام جواد(ع) ) را گرفتم و گفتم :
«گواهى مى دهم كه تو در پيشگاه خدا، امام هستى ». امام رضا(ع) گريه كرد و سپس (به من) فرمود: اى عمو! آيا از پدرم نشنيدى كه مى فرمود: رسول خدا(ص) فرمود:
«پدرم به فداى پسر بهترين كنيزان از اهل نوبه . پاك سرشتى از فرزندان او (حضرت قائم) است ؛ آواره (بيابانها) و طالب خون پدر و جدّش ، پنهان شده از نظرها (كه مدّت غيبتش آن قدر طولانى است) كه در مورد او گفته مى شود از دنيا رفته ، يا هلاك شده ؟ يا به كدام بيابان و درّه اى رفته و ناپديد شده است ».
گفتم : فدايت گردم ! راست مى گويى .
2 -
«صفوان بن يحيى » مى گويد: به حضرت رضا(ع) عرض كردم : قبل از آنكه خداوند ابوجعفر (امام جواد(ع) ) را به شما ببخشد، از تو مى پرسيدم (كه امام بعد از شما كيست ؟)؛ در پاسخ مى فرمودى :«اگر خداوند به من پسرى عطا كند (او امام شماست) »، اينك خداوند آن پسر را به شما عنايت فرموده و چشمهاى ما را به وجود او روشن فرموده است ، خدا آن روز را نياورد كه ما با جاى خالى تو مواجه شويم و اگر چنين روزى (يعنى درگذشت شما) پيش آمد، ما به چه كسى مراجعه كنيم ؟ (و او را امام خود قرار دهيم ؟).
حضرت رضا(ع) با دست اشاره به ابوجعفر(امام جواد(ع) ) كرد كه در آن هنگام پيش رويش ايستاده بود.
عرض كردم :
«فدايت شوم ! اين پسر، كودكى است كه سه سال دارد؟!».
فرمود:
«سنّ كم او به امامت او آسيب نمى رساند، عيسى(ع) قيام به حجّت (پيامبرى) كرد با اينكه كمتر از سه سال داشت ».
3 -
«معمّر بن خلاّد» مى گويد: در محضر حضرت رضا(ع) بودم ، سخنى از آن حضرت (در راستاى امامت) شنيدم ، آنگاه فرمود:«شما چه نيازى (به امام ) داريد (و چه كمبودى احساس مى كنيد؟) اين ابوجعفر(اشاره به امام جواد) است كه او را جانشين خودم كردم و مقام خود را به او سپردم ، ما از خاندانى هستيم كه كودكانمان (خصايص ‍ امامت) را از بزرگانمان ، ارث مى برند، همچون يكديگر(يعنى همانگونه كه بزرگسالانمان خصايص امامت را ارث مى بردند) بدون هيچ گونه تفاوت ».
4 -
«حسن بن جهم » مى گويد: در محضر امام رضا(ع) نشسته بودم ، پسرش ‍ ابوجعفر (امام جواد(ع) ) را خواست او كودك بود آمد، امام رضا(ع) او را در كنار من نشانيد و به من فرمود:«پيراهن او را بيرون بياور»، من پيراهن (حضرت جواد را) از تنش بيرون آوردم ، امام رضا(ع) فرمود: با دقت بين دو شانه او (جواد (ع) ) را ببين ، من نگاه كردم ، ناگهان چشمم به چيزى شبيه مهر در يكى از شانه هايش افتاد كه آن در گوشت فرو رفته بود. آنگاه حضرت رضا(ع) فرمود:«اين مهر را مى بينى ؟ نظير همين ، در شانه پدرم وجود داشت ».
يك نمونه ديگر
(قبلاً بايد توجّه داشت كه مأمون عبّاسى ، شيفته جمال و كمال امام جواد(ع) شد و دخترش اُمّ الفضل را به همسرى او درآورد و بعد، آن حضرت را با احترام ، همراه اُمّالفضل ، از بغداد به سوى مدينه روانه كرد) بسيارى از مورّخين نقل كرده اند:
وقتى كه امام جواد(ع) همراه اُمّالفضل دختر مأمون (كه همسرش بود) از بغداد به سوى مدينه حركت كردند، در مسير خود به خيابان
«باب الكوفه » رسيدند و همراه آن حضرت ، جمعيّتى بودند كه او را بدرقه مى كردند، هنگام غروب آفتاب به «دارالمسيّب » رسيد، در آنجا فرود آمد و براى نماز به مسجد رفت ، در صحن مسجد، درخت سدرى بود كه هنوز ميوه نداده بود، ظرف آب طلبيد و در كنار آن درخت وضو گرفت (كه آب وضويش به پاى درخت مى ريخت ) و بعد برخاست و نماز مغرب را با مردم خواند و در ركعت اوّل بعد از حمد، سوره «نصر» را خواند و در ركعت دوّم بعد از حمد، سوره «توحيد» را خواند، سپس قنوت بجا آورد و نماز را به آخر رساند، بعد از نماز اندكى نشست و ذكر خدا گفت و سپس بى آنكه تعقيب نماز را بخواند برخاست و چهار ركعت نماز نافله مغرب را خواند و سپس دو سجده شكر بجا آورد، سپس از مسجد بيرون آمد، وقتى كه به آن درخت سدر رسيد، مردم ديدند آن درخت داراى ميوه هاى زيبا شده و از اين كرامت تعجّب كردند و از آن ميوه ها خوردند و ديدند شيرين و بدون هسته است .
آنگاه با امام جواد(ع) خداحافظى كردند، آن حضرت همان وقت به سوى مدينه رفت و همچنان در مدينه ماند تا آن هنگام كه معتصم (هشتمين خليفه عبّاسى ) پس ‍ از مأمون روى كار آمد و آن حضرت را در آغاز سال 220 هجرى به سوى بغداد فراخواند و آن بزرگوار ناگزير به بغداد آمد و در آنجا بود تا در آخر ماه ذيقعده همان سال 220 از دنيا رفت و بدن مطهّرش را در پشت سر جدّش امام موسى بن جعفر(ع) (در قبرستان قريش واقع در كاظمين نزديك بغداد) به خاك سپردند.

پايان عمر امام جواد(ع )
چنانكه گفتيم امام جواد(ع) در مدينه متولّد شد و در بغداد از دنيا رفت و معتصم عبّاسى او را از مدينه به بغداد جلب كرد، آن حضرت دو شب مانده به آخر محرّم سال 220 هجرى ، وارد بغداد شد و در ماه ذيقعده همان سال در بغداد (پس از ده ماه تحت نظر حكومت عبّاسيان ) جان به جان آفرين تسليم كرد.
بعضى گفته اند: آن حضرت را مسموم كردند، ولى اين قول نزد مصنّف كتاب الارشاد (شيخ مفيد) ثابت نشده است ؛ زيرا روايتى كه بر آن گواهى دهد، به نظر ايشان نرسيده است .
جسد مطهّر آن حضرت را در قبرستان قريش ، پشت سر مرقد جدّش امام كاظم (ع) به خاك سپردند.
او هنگام شهادت 25 سال و چهار ماه داشت و با القاب
«منتجب و مرتضى » ياد مى شد.
فرزندان امام جواد (ع )
امام جواد (ع) داراى چهار فرزند پسر و دختر بود:
1 - امام محمّد بن على (ع) .
2 - موسى .
3 - فاطمه .
4 - امامه .
و امام جواد (ع) اولاد ذكورى غير از نامبردگان نداشت .

 

+ نوشته شده در  ;ساعت 1:20;  توسط ایلیا موسوی;  |